تبليغاتX
[MOnAd]
Sat 2 Jun 2007
من یه اتاق دارم. من تو اتاقم یه کنج ِ اتاق دارم. این کنج اتاقم از برخورد دو تا دیوار که همدیگرو سفت گرفتن بوجود اومده. من خیلی کنج اتاقمو دوست دارم. من وقتایی که خیلی فکر میکنم به آینده، بعدش بلند میشم، دور خیز میکنم و با تمام قدرت خودمو با صورت میکوبونم به اون کنج اتاقم. دردم میگیره خیلی. بعد سرمو تکیه میدم به همون کنج اتاقم و گریه میکنم تا دردش خوب شه. بعد دوباره میرم عقب و با قدرت خودمو میکوبونم تو کنج اتاقم. بعد دوباره کنج اتاق رو بغل میکنم و گریه میکنم. بعد دوباره میرم عقب و انقدر اینکارو تکرار میکنم که... _

 

+| Delaram AKAR