
بدان فکرم که "پستی" بخشی از انسان بودن است یا جدا از آن!که چنین است که انسانی کامل است پس پستی از ان نمی باشد مگر ان که تناقض و تضاد کلمه (جاری شدن آن بر زبان)و معنای عمیق کلمه است! صوفیان معتقداند که خداوند چیزی را به بدی نه افریده است زیرا خود خدا منشا خوبی و خیر و به دور از هر چه ناقص و بدی است و چیزی را بدی خلق نکرده! انسان خلق خدا نیست؟ قسم به حق که هست و از بهترین آنهاست!پس نمی تواند پست باشد! آیا بعد از خلقت پستی می پذیرد؟شاید که پستی واژه ای د رخور این دنیا باشد و انسان این دنیایی و انسان در ابتدای خلقت پست نبوده بلکه در سیر جذاب این دنیا قسمتی از هستیه خود را داده است و به جایش پستی گفته است و هدف خود را که تکامل بوده گم کرده! اگر هدفش تکامل بوده یعنی از اول کامل نبوده پس می شود که "پست" بوده! شاید انسان از ابتدا تکامل کودکانه و ابتدایی اما به طور کامل داشته و حال در طول زندگی با ازمایش ها و زرق و برق هایی باید انها را به تکامل های بزرگی و درخور ان دنیا تبدیل کند! و بفهمد که چنین است و چنان است که زیباست که انسان باش و باشد که انسان وار برود!پس غالبا پستی این دنیایی در خور این دنیا و بخشی است که به تکامل انسانی می چسبد و ان را تحت شعاع قرار می دهد و انسان شاد در این دنیا در جنگ با اوست!! و ای انسان بدان و اگاه باش که مشق هر شب تو این است به عهد خود را با خدئای خود بیاد اوری تا به جنگ هر انچه که بر تکامل تو خدشه ای وارد می کند بروی. و شاید در معنای عمیق کلمه و با دیدی فرخ و عارفانه پستی خود پستی نباشد! و ای انسان زیبا ببین که خدا زیباست.