تبليغاتX
[MOnAd]
Sun 24 Jun 2007

از ابتدا بهمان آموخته اند که ایمان یعنی:اعتقاد به ندیده! اما شاید بهتر است از توصیف میگل داونامونو استفاده کنم که<ایمان نه اعتقاد بر ندیده و انچه ندیده ایم بلکه ایجاد انچه نمی توانیم ببینیم!و این ایمان مایه و مبنای امید است و امید ضامن ایمان است و ما امیدمان را از ایمان نداریم  ایمانمان را از امید داریم و تنها این امید است که ما را به سوی خدا سوق می دهد. و این امید که ایمان را می سازد باعث تجلی همان خدای ندیده می شود. یعنی به ابتدا امید بعد ایمان و بعد تجلی خدای ندیده.!حالا این که بیشتر ادم ها ایمانشان با امیدشان در جنگ است و هیچ یک به تحقق دیگری کمک نمی کند و عوض قرار گرفتن در راستای هم (در طول) مقابل هم قرار می گیرند بحثی جداست...آنکس که از رنج و درد زیاد خدا را دشنام می گوید و لب به اعتراض باز می کند امیدی ندارد تا ایمانی داشته باشد! و همه ی عظمت انسان همین است و تمام قدرت خدا خلاصه میشود در بیاد آوردن ما!همیشه فک می کنم شاید تا الان هزاران بار خدا را تا عمقحس کرده ام و یافته ام. اما فک نکرده ام که حس کرده ام و فکر هم. چون قاعداتا من ان قدر امید ندارم تا ایمانم خدایم را تجلی کند و همین است که ادم را به عمق فاجعه می کشد.!

+| Delaram AKAR